برای آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد


آوای دل
دوشنبه 8 مرداد ماه سال 1386
*زخم دیرینه*


لحظه ها زیبا نیست!
لحظه ها تب دارند،
لحظه ها بیمارند،
از تهی سرشارند

صدای هیچ می آید
صدای صور تنهایی
سکوت در لحظه ها جاری است
و دیگر هیچ صدایی نیست
و گویی موسم احساس تنهایی است
و می دانم در این لحظه
به جز آن زخم دیرینه
کسی هم همدم ما نیست!

گذشت این لحظه هم اکنون،
و من برای زخم دیرینه
بسان مرهمی بودم
من از آن همدم خاموش
به یک دم لحظه ای هرگز
به آرامی نیاسودم

نمی دانم چه امیدی به فردایی است
که وقتی روز فردا نیست
نمی دانم چه امیدی به فردایی است
که وقتی ندای همصدایی نیست
و می دانم
که وقتی روز فردا نیست
ندای همصدایی نیست
زمستان را بهاری نیست
اگر باشی تو با من
لحظه ها رویایی است
زندگی زیبایی است.


                                                  تیرماه 86

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••.بالا.•••
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

شناسنامه کامل من...
Error
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 12148